به گزارش سراج24، اگرچه جرقه شعر فاطمی از ادبیات عرب روشن شد، اما اوج آن را باید در اشعار شاعران فارسیزبان در ادوار مختلف تاریخ دید. شاعرانی که خمیرمایه سرودههای خود را ارادت به ساحت قدسی اهل بیت(ع) قرار دادند و با توسل به مادر سادات، حضرت صدیقه(س)، توانستند اشعار ناب فاطمی از خود بر صفحه ادب آئینی کشور نقش کنند.
اشعاری که علاوه بر اظهار ارادت به ساحت بانوی مکرم اسلام، مرثیهای است در رثای رشادتها و مظلومیتهایی که بر دخت پاک نبی مکرم اسلام بعد از شهادت رسول خدا(ص) روا داشته شده است. در این میان جریان شعر معاصر بیش از هر دوره دیگری به ادب آیینی، به ویژه به شعر فاطمی توجه داشته است؛ به طوری که در طی ده سال گذشته این شاخه از ادب آیینی به عنوان یکی از جریانهای اصلی شعر معاصر در حال رشد و پویایی است. مجموعه سرودههایی که علاوه بر توجه به محتوا، به مضمونآفرینی و خلق لحظههای ناب شاعرانگی در این حوزه نیز دست زده است. در این مجال، بخش کوچکی از اقیانوس ارادت شاعران معاصر که از زبان علی انسانی، شاعر پیشکسوت آئینی، سروده شده را میخوانیم:
«یک گل نصیبم از دو لب غنچهفام کن
یا پاسخ سلام بگو یا سلام کن
ای آفتاب خانه حیدر مکن غروب
این سایه را تو بر سرمن مستدام کن
پیوسته نبض من به دو پلک توبسته است
بر من تمام من نگهی را تمام کن
تا آیدم صدای خدای علی به گوش
یکبار با صدای گرفته صدام کن
از سرو قدشکسته نخواهد کسی خرام
ای قامتت قیامت من، کم قیام کن
درهای خُلد بر رخ من باز میکنی
از مهر همره دو لبت یک کلام کن
این کعبه بازویش حجرالاسود علیست
زینب بیا و با حجرم استلام کن»
****
«گل، بر من و جوانی من گریه میکند
بلبل به خستهجانی من گریه میکند
از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست
مهمان به میزبانی من گریه میکند
از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست
بازو به ناتوانی من گریه میکند
گلهای من هنوز شکوفا نگشتهاند
شبنم به باغبانی من گریه میکند
در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
پیری، بر این جوانی من گریه میکند
گردون، که خود کمان شده، با چشم ابرها
بر قامت کمانی من گریه میکند
این آبشار نیست که ریزد، که چشم کوه
بر چهرهی خزانی من گریه میکند
فردا مدینه نشنود آوای گریهام
بر مرگ ناگهانی من گریه میکند»
تسنیم



